<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جریان شناسی دینی-معرفتی در عرصه بین‌الملل</title>
    <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/</link>
    <description>جریان شناسی دینی-معرفتی در عرصه بین‌الملل</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 10 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 10 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تقسیم بندیِ جریان‌هایِ نواندیشِ دینی در جهان عربِ معاصر/رحیم دهقان</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11215.html</link>
      <description>عدم شناخت دقیق از جریان‌های نواندیشی دینی و پیوندهای درونی آن‌ها، یکی از چالش‌های اساسی پیش‌روی پژوهشگرانی است که به بررسی اندیشه‌های عرفی در جهان معاصر می‌پردازند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که جریان‌های نواندیش دینی در دوران معاصر در جهان عرب کدام‌اند و چه گونه‌های مختلفی از تقسیم‌بندی آن‌ها می‌توان ارائه کرد. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و می‌کوشد ضمن تبیین گونه‌های ممکنِ تقسیم بندی این جریان‌ها، مهمترین طرفدارن و اندیشمندان موثرِ آنها را معرفی کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که نواندیشان از حیث&amp;amp;shy;های مختلف از جمله از حیث موضع آنها در قبال فرهنگ غرب؛ از حیث نومعتزلی بودن یا نبودن، و بر اساس موضع آنها در قبال رابطه دین و دنیا قابل تقسیم بندی هستند. به لحاظ نومعتزلی بودن یا نبودن، از سه جریان مهم در جهان عرب می&amp;amp;shy;توان سخن گفت؛ الف: جریان لائیک در جهان اسلام؛ ب: جریان روشنفکری اسلامی؛ ج: گروه نومعتزله. همچنین از حیث موضع جریان&amp;amp;shy;ها در قبال فرهنگ غرب سه جریانِ الف: جریان پیرو سلف یا جریان موسوم به احیاء، ب: سنّت پیرو غرب یا جریان موسوم به لیـبرال، ج: موضع میانه&amp;amp;shy;رو یا جریان موسوم به اصلاح را می‌توان در جهان عرب برشمرد. در این میان، مهمترین نوع دسته&amp;amp;shy;بندی در باب جریان&amp;amp;shy;های فکری جهان عرب را می&amp;amp;shy;توان با توجه به موضع نواندیشان در قبال رابطه دین و دنیا دانست که ذیل این تقسیم‌بندی نیز سه جریان عمده یعنی جریان علمای اصلاح؛ جریان مسیحیان غربگرا؛ و جریان عَلمانیون مسلمان در بین متفکران عرب قابل توجّه محسوب می شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تقسیم‎بندیِ جریان‌هایِ نواندیشِ دینی در جهان عربِ معاصر/رحیم دهقان سیمکانی</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11746.html</link>
      <description>عدم شناخت دقیق از جریان‌های نواندیش دینی و پیوندهای درونی آن‌ها، یکی از چالش‌های اساسی پیش‌ روی پژوهشگرانی است که به بررسی اندیشه‌های عرفی در جهان معاصر می‌پردازند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که جریان‌های نواندیش دینی در دوران معاصر در جهان عرب کدام‌اند و چه گونه‌های مختلفی از تقسیم‌بندی آن‌ها می‌توان ارائه کرد؟ روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و می‌کوشد ضمن تبیین گونه‌های ممکنِ تقسیم&amp;amp;lrm;بندی این جریان‌ها، مهم&amp;amp;lrm;ترین طرفدارن و اندیشمندان مؤثرِ آن&amp;amp;lrm;ها را معرفی کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که نواندیشان از حیث&amp;amp;shy;های مختلف از جمله از حیث موضع آن&amp;amp;lrm;ها در قبال فرهنگ غرب، از حیث نومعتزلی بودن یا نبودن، و براساس موضع آن&amp;amp;lrm;ها در قبال رابطه دین و دنیا تقسیم&amp;amp;lrm;بندی می‌شوند. به لحاظ نومعتزلی بودن یا نبودن، از سه جریان مهم در جهان عرب می&amp;amp;shy;توان سخن گفت:الف) جریان لائیک در جهان اسلام؛ب) جریان روشنفکری اسلامی؛ج) گروه نومعتزله.همچنین از حیث موضع جریان&amp;amp;shy;ها در قبال فرهنگ غرب سه جریان را می‌توان در جهان عرب برشمرد:الف) جریان پیرو سلف یا جریان موسوم به احیاء؛ب) سنّت پیرو غرب یا جریان موسوم به لیـبرال؛ج) موضع میانه&amp;amp;shy;رو یا جریان موسوم به اصلاح.در این میان، مهم&amp;amp;lrm;ترین نوع دسته&amp;amp;shy;بندی در باب جریان&amp;amp;shy;های فکری جهان عرب را می&amp;amp;shy;توان با توجه به موضع نواندیشان در قبال رابطه دین و دنیا دانست که ذیل این تقسیم‌بندی نیز سه جریان عمده یعنی جریان علمای اصلاح، جریان مسیحیان غرب‌گرا و جریان عَلمانیون مسلمان در بین متفکران عرب قابل&amp;amp;lrm;توجّه محسوب می&amp;amp;lrm;شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد تقریب مذاهب اسلامی از نگاه جریان سکولاریسم اسلامی/اسداللّه رضایی/سیامک قیاسی سررکی</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11747.html</link>
      <description>تقریب میان مذاهب اسلامی، به‌عنوان جریانی تأثیرگذار، دیرزمانی است که از سوی طرفداران آن دنبال شده و تا حدودی به اهداف خود دست یافته است. بااین&amp;amp;lrm;حال، این حرکت با مخالفت‌هایی از جریان‌های فکری مختلف روبه‌روست. یکی از این جریان‌ها، &amp;amp;laquo;سکولاریسم اسلامی&amp;amp;raquo; است که از سوی برخی اندیشمندان مسلمان مطرح و تقریب را بدون پذیرش مبانی سکولاریسم، امری سیاسی یا غیرممکن می‌انگارد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه منابع مکتوب، در پی پاسخ به این پرسش است: &amp;amp;laquo;از دیدگاه جریان سکولاریسم اسلامی، تقریب مذاهب چیست و چرا دین نمی‌تواند وحدت&amp;amp;lrm;بخش باشد؟&amp;amp;raquo; یافته‌ها نشان داد که این جریان، با تفسیری تقلیل‌یافته و صورتی اسلامی‌شده از سکولاریسم، معتقد است که دین از حکومت جدا بوده و تقریب میان مذاهبی که در مسئله امامت و حکومت بیشترین اختلاف را دارند، ناممکن است. از نگاه این جریان، راه‌حل، پذیرش سکولاریسم است؛ به این معنا که دین و مذهب کاملاً امری شخصی است و برداشت‌های فقهی و مذهبی هر گروهی، به گروه دیگر ارتباطی ندارد، و در نتیجه، تقریب مذاهب تلاشی است بر کاهش تنش&amp;amp;shy;ها، بر بنیاد جامعه مدنی، ایجاد همزیستی مسالمت&amp;amp;lrm;آمیز در حقوق شهروندی و جلوگیری از تکفیر؛ که این دیدگاه، از جهاتی با ماهیت اسلام، سازگار نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های اخلاقی مشترک و تأثیر آن‌ها بر همزیستی مسالمت‌آمیز بوداییان و مسلمانان در لداخ/حسنین/محمدباقر قیومی/سیّد محمّد روحانی</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11748.html</link>
      <description>منطقه لداخ در شمال هند، به دلیل ترکیب دینی بودایی و مسلمان، یک نمونه منحصربه&amp;amp;lrm;فرد از تعامل میان دو جامعه با باورها و سنت‌های متفاوت است. این منطقه به دلیل ترکیبی از باورها و سنت‌های متفاوت، اما ارزش‌های اخلاقی مشترک، به‌خوبی نشان‌دهنده امکان تعامل سالم و پایدار میان میان گروه‌های مختلف دینی در یک جامعه است. پرسش اصلی تحقیق این است که: کدام&amp;amp;lrm;یک از مؤلفه‌های اخلاقی در حفظ این همزیستی میان اهالی بودایی‌ها و مسلمانان این منطقه مؤثر بوده و چگونه در سطوح فردی و اجتماعی می‌توان از آن&amp;amp;lrm;ها برای این هدف بهره گرفت؟ این پژوهش با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و رویکرد تطبیقی، با هدف شناسایی مؤلفه‌های اخلاقی مؤثر در حفظ همزیستی بین دو گروه انجام شده است. نتایج نشان می‌دهد که مؤلفه‌های مشترکی همچون شفقت، رحمت، پرهیز از خشونت، احترام به کرامت انسانی و اخلاق گفتاری، به‌عنوان عناصر کلیدی اخلاق میان دو سنت اسلامی و بودایی‌اند، که همزیستی پایدار و کاهش تعارضات فرهنگی و تفاوت‌های اعتقادی را در سطح اجتماعی مدیریت کرده و از تبدیل آن‌ها به تعارض در منطقه لداخ جلوگیری کنند. این مؤلفه‌ها نه&amp;amp;lrm;تنها در سطح فردی، بلکه در سطح اجتماعی نیز به&amp;amp;lrm;عنوان عوامل وحدت‌بخش عمل کرده‌اند. در نهایت، این مطالعه نشان می‌دهد که اخلاق به‌عنوان یک پایه اجتماعی می‌تواند الگویی بومی برای جوامع چندفرهنگی در سراسر جهان ارائه دهد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>گفتمان مذهبیِ جریان طالبان/سیّدعلیرضا عالمی</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11749.html</link>
      <description>طالبان به‌عنوان جریانی که امروزه به‌صورت انحصاری بر حاکمیت افغانستان سیطره یافته، از زمان ظهور چهره‌ای ناشناخته از خود به نمایش گذاشته و چگونگی عملکرد آن در این مدت، واکنش‌های بسیاری را در افغانستان، منطقه و جهان برانگیخته، از همان ابتدا تعریف‌های متفاوتی از این جریان شکل گرفته است، به‌ویژه که طالبان کمتر تعریفی از خود ارائه می‌کنند بعلاوه اظهارنظرهای بیرونی در مورد این جریان در موارد بسیاری تک ساحتی و گاه با سوگیری است این اتفاق در مورد اندیشه و رفتار مذهبی آن‌ها نیز صادق است. با توجه به این مسئله، این پژوهش بر آن است تا گفتمان مذهبی جریان طالبان را از طریق نشانه‌شناسی دلالت‌های اصلی و پیرامونی مورد بررسی قرار دهد و ارتباط گفتمانی این نشانه‌ها را صورت‌بندی و تحلیل کند. یافته‌های نگارنده که عمدتاً بر پایه مصاحبه با اعضای طالبان صورت گرفته نشان می‌دهد که دال مرکزی گفتمان مذهبی طالبان &amp;amp;laquo;اجرای شریعت&amp;amp;raquo; است. طالبان با تفسیر فقهی، محلی و سیاسی از شریعت،‌ دال‌هایی چون &amp;amp;laquo;دعوت مذهبی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;طرد بدعت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;امربه‌معروف و نهی از منکر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صوفی گری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انحصار مذهبی&amp;amp;raquo; را پیرامون آن صورت‌بندی می‌کند. این گفتمان مذهبی با این نشانه‌ها نه‌تنها بر فضای مذهبی افغانستان تأثیر می‌گذارد بلکه بر سازنده‌ی گونه‌ی جدیدی از گفتمان مذهبی در جهان اسلام است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سنجه‌های اساسی حضور تمدنی جامعة ‌المصطفی (ص)در نظام بین‌الملل/مهدی جعفری‌پناه</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11750.html</link>
      <description>حضور تمدنی نهادهای علمی و فرهنگی در نظام بین‌الملل، نقش کلیدی در پیشبرد تعاملات گفتمانی و فرهنگی میان تمدن‌ها دارد. جامعة ‌المصطفی(ص) العالمیه، به‌عنوان نهادی علمی ـ تبلیغی با مأموریتی فراملی، برای ایفای نقش مؤثر در این عرصه نیازمند چارچوبی سنجش‌پذیر است که بتواند ابعاد گوناگون حضور تمدنی آن را ارزیابی کرده و نتایج قابل‌اطمینانی برای برنامه‌ریزی و بهینه‌سازی عملکرد ارائه دهد. این پژوهش با هدف تحلیل سنجه‌های اساسی برای ارزیابی ابعاد مختلف حضور تمدنی جامعة ‌المصطفی(ص) در سطح بین‌المللی، از جمله ابعاد زبانی، دینی، فرهنگی، گفتمانی و سیاسی، به‌عنوان ارزیابی‌کننده تأثیرگذاری این نهاد در تعاملات بین‌المللی، این مسئله را بررسی می‌کند. پرسش اصلی پژوهش این است که چه سنجه‌های کیفی و کمّی می‌توانند به ‌طور دقیق و جامع، ابعاد مختلف حضور تمدنی این نهاد را ارزیابی کرده و قابلیت عملیاتی‌سازی در ارزیابی عملکرد این نهاد در سطح بین‌المللی را داشته باشند. فرضیه پژوهش بر این استوار است که در هریک از ابعاد مذکور، سنجه‌های متعددی قابل استخراج هستند که می‌توانند به ‌طور مؤثر در ارزیابی و بهینه‌سازی عملکرد تمدنی در سطح جهانی مورد استفاده قرار گیرند. روش پژوهش، تحلیل اسنادی با رویکرد کیفی ـ اکتشافی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که این سنجه‌ها می‌توانند زمینه‌ساز برنامه‌ریزی و بهینه‌سازی عملکرد تمدنی جامعة ‌المصطفی (ص)در سطح بین‌المللی شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جریان‌شناسی نفی اسلام در مکتوبات کلامی مسیحیت؛ با تأکید بر جریان فرانسوی پیتر مقدس /محمدصادق احمدی</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11751.html</link>
      <description>این مطالعه یک چارچوب گونه‌شناختی برای تحلیل جریان‌های انکار و نفی اسلام در نوشته‌های مسیحی مستند شده در &amp;amp;laquo;روابط مسیحی-مسلمان: یک تاریخ کتاب‌شناختی&amp;amp;raquo; ایجاد می‌کند. در حالی که مجموعه CMR خود تحلیل‌های کتاب‌شناختی توصیفی از متون تاریخی ارائه می‌دهد، آثاری که فهرست‌بندی می‌کند، الگوهای تکرارشونده‌ای را در نحوه ارزیابی و رد اسلام توسط نویسندگان مسیحی در دوره‌ها و زمینه‌های فکری مختلف آشکار می‌کند. بر اساس مطالعه سیستماتیک این مطالب، شش دسته تحلیلی را می‌توان شناسایی کرد. دسته اول، جدل اهریمنی است که در آن اسلام به عنوان یک فریب شیطانی یا کار نیروهای شیطانی به تصویر کشیده می‌شود. دسته دوم، مدل بدعت‌گذاری است که اسلام را به عنوان یک بدعت مسیحی یا انحراف عقیدتی مشتق شده از سنت‌های یهودی-مسیحی پیشین تفسیر می‌کند. دسته سوم، تقلیل تاریخی-سیاسی است که در آن اسلام به عنوان یک ساختار انسانی، اجتماعی یا سیاسی به جای یک دین وحیانی الهی توضیح داده می‌شود. دسته چهارم، چارچوب حقیقت جزئی است که عناصر توحیدی یا اخلاقی خاصی را در اسلام تصدیق می‌کند در حالی که در نهایت اعتبار کلامی آن را انکار می‌کند. دسته پنجم، تفسیر مشیت‌گرایانه، اسلام را در چارچوب الهیات وسیع‌تری از تاریخ قرار می‌دهد و ظهور آن را به عنوان امری مجاز از سوی مشیت الهی اما نه به عنوان وحی اصیل می‌بیند. دسته ششم، شناخت اخلاقی با طرد رستگاری‌گرایانه است که جدیت اخلاقی اعمال دینی مسلمانان را به رسمیت می‌شناسد، در حالی که امکان رستگاری خارج از وحی مسیحی را انکار می‌کند. این دسته‌ها به عنوان ابزارهای اکتشافی عمل می‌کنند، نه طبقه‌بندی‌های سفت و سخت و اغلب در متون منفرد همپوشانی دارند. آنها در کنار هم، یک دیدگاه تحلیلی ساختاریافته برای بررسی تنوع پاسخ‌های جدلی و کلامی مسیحی به اسلام در زمینه‌های مختلف تاریخی و فرهنگی فراهم می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی تطبیق‌سازی میان مفاهیم اسلامی و نو کنفوسیوسی توسط علامه لیوجی/محمد باقر قیومی/حمیدرضا طوسی/عزالدین رضانژاد/علیرضا دوران</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11216.html</link>
      <description>در قرن هفدهم &amp;amp;nbsp;و هیجدهم میلادی مسلمانان چین از سوی حاکمان مجبور به پذیرش زبان و فرهنگ چینی شده و به تدریج دستیابی مسلمانان به منابع اصیل اسلامی بامشکلات فزاینده ای روبروشد. یکی از مهم ترین دانشمندان این دوره شخصیتی به نام &amp;amp;laquo; علامه لیوجی&amp;amp;raquo; است. او با تسلطی که&amp;amp;nbsp; بر هر دو فرهنگ اسلامی و نوکنفوسیوسی داشت، توانست اسلام را به گونه‌ای معرفی کند که هم از سوی حاکمان چینی مورد پذیرش قرارگیرد و هم مسلمانان قادر به فهم احکام اسلامی شوند. روش لیوجی را می‌توان، مدل &amp;amp;laquo;ترجمه‌ای &amp;amp;ndash; گفتگویی &amp;amp;raquo; نامید. مدل ترجمه‌ای بیشتر بر &amp;amp;laquo;سنت و متن مقدس&amp;amp;raquo; تاکید کرده و بر تاثیرات فرهنگی متمرکز نیست. در مقابل ،مدل گفتگویی بر تعامل و ارتباط فرهنگی دو سویه بین &amp;amp;nbsp;پیروان دو دین و فرهنگ تاکید دارد. علامه لیوجی با این مدل از یک سو به اسلام وفادار بود و از سوی دیگر&amp;amp;nbsp; توانست&amp;amp;nbsp; به غنی سازی فرهنگ اسلام و نو کنفوسیوسی کمک کند. اسلامی که &amp;amp;nbsp;لیوجی در صدد شناساندن آن بود ،با ادیان چین که دین‌هایی فرهنگی هستند سازگاری بیشتری دارد . این نوشتاربا روش تحلیلی -توصیفی در صدد خواهدبود که که با تحلیل&amp;amp;nbsp; مفاهیم تطبیق سازی شده توسط لیوجی، شیوه‌ی تطبیق سازی وی را بشناساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جریان شناسی کلامی حامی نفی اسلام در مکتوبات کلامی اسلام و مسیحیت/محمدصادق احمدی</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11217.html</link>
      <description>کامل‌ترین مجموعه پژوهشی که به بررسی روابط مکتوب فیمابین جهان اسلام و مسیحیت پرداخته است، پروژه روابط مسیحیت- اسلام با عنوان اختصاری CMR می‌باشد که توسط دانشگاه بیرمنگام و با مشارکت محققانی از سرتاسر جهان انجام شده است. در نوشته پیش رو با روش متن پژوهی با رویکرد هرمنوتیک تاریخی، جریان‌شناسی حاکم بر مکتوبات با تاکید بر جریان‌های نفی دین دیگر مورد توجه قرار گرفته و با تحلیل محتوای کیفی خرده‌ جریان‌های ذیل جریان نفی نیز استخراج شده است که در خلال چهارده قرن مواجهه مکتوب میان دو دین عمدتا در دو رویکرد نفی و انکار و نفی و تطبیق ظهور کرده است که سهم خرده جریان دوم کمتر بوده است. به منظور بررسی دقیق و جزئی، جریان نفی دین دیگر از جانب مسیحیت نسبت به اسلام مورد توجه قرار گرفته و خرده جریانات این دو جریان کلی ترسیم شده است. یافته ها نشان میدهد هرچه از سالهای ظهور اسلام به دوران معاصر پیش رفته ایم، جریان کلامی نفی اسلام در ادبیات کلامی مسیحیت کمرنگ تر شده است. یکی از مهمترین این جریانات به رهبری پیتر مقدس در قرن دوازدهم فرانسه ظهور کرد که با ترجمه گسترده آثار اسلامی به زبان لاتینی از مطالب موجود در آن برای نفی اسلام و رسالت حضرت خاتم استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تقریب مذاهب اسلامی از نگاه جریان سکولاریسم/اسدالله رضایی/ قیاسی</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11559.html</link>
      <description>تقریب میان مذاهب اسلامی، به‌عنوان جریانی تأثیرگذار، دیرزمانی است که از سوی طرفداران آن دنبال شده و تا حدودی به اهداف خود دست یافته است. با این حال، این حرکت با مخالفت‌هایی از جریان‌های فکری مختلف روبه‌روست. یکی از این جریان‌ها، &amp;amp;laquo;سکولاریسم اسلامی&amp;amp;raquo; است که از سوی برخی اندیشمندان مسلمان مطرح و تقریب را بدون پذیرش مبانی سکولار، امری سیاسی یا غیر ممکن می‌انگارد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه منابع مکتوب، در پی پاسخ به این پرسش است: &amp;amp;laquo;از دیدگاه جریان سکولاریسم اسلامی، تقریب مذاهب چیست و چرا دین نمی‌تواند وحدت بخش باشد؟&amp;amp;raquo; یافته‌ها نشان داد که این جریان، با تفسیری تقلیل‌یافته و صورتی اسلامی‌شده از سکولاریسم، معتقد است دین از حکومت جدا بوده و تقریب میان مذاهبی که در مسئله امامت و حکومت بیشترین اختلاف را دارند، ناممکن است. از نگاه این جریان، راه‌حل، پذیرش سکولاریسم است؛ به این معنا که دین و مذهب کاملاً امری شخصی است و برداشت‌های فقهی و مذهبی هرگروهی به گروه دیگر، ارتباطی ندارد، و در نتیجه، تقریب مذاهب تلاشی لست بر کاهش تنش&amp;amp;shy;ها، بربنیاد جامعه مدنی، ایجاد همزیستی مسالمت آمیز در حقوق شهروندی و جلوگیری از تکفیر. که این دیدگاه، ازجهاتی با ماهیت اسلام، سازگار نیست.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سنجه‌های اساسی حضور تمدنی جامعه‌المصطفی در نظام بین‌الملل/مهدی جعفری پناه</title>
      <link>http://pma.journals.miu.ac.ir/article_11560.html</link>
      <description>حضور تمدنی نهادهای علمی و فرهنگی در نظام بین‌الملل نقش کلیدی در پیشبرد تعاملات گفتمانی و فرهنگی میان تمدن‌ها دارد. جامعه‌المصطفی‌العالمیه، به‌عنوان نهاد علمی&amp;amp;ndash;تبلیغی با مأموریتی فراملی، برای ایفای نقش مؤثر در این عرصه نیازمند چارچوبی سنجش‌پذیر است که بتواند ابعاد گوناگون حضور تمدنی آن را ارزیابی کرده و نتایج قابل‌اطمینانی برای برنامه‌ریزی و بهینه‌سازی عملکرد ارائه دهد. این پژوهش با هدف تحلیل سنجه‌های اساسی برای ارزیابی ابعاد مختلف حضور تمدنی جامعه‌المصطفی در سطح بین‌المللی، از جمله ابعاد زبانی، دینی، فرهنگی، گفتمانی و سیاسی، به‌عنوان ارزیابی‌کننده تأثیرگذاری این نهاد در تعاملات بین‌المللی بررسی می‌کند. پرسش اصلی پژوهش این است که چه سنجه‌های کیفی و کمّی می‌توانند به‌طور دقیق و جامع ابعاد مختلف حضور تمدنی جامعه‌المصطفی را ارزیابی کرده و قابلیت عملیاتی‌سازی در ارزیابی عملکرد این نهاد در سطح بین‌المللی را داشته باشند. فرضیه پژوهش بر این استوار است که در هر یک از ابعاد مذکور، سنجه‌های متعددی قابل استخراج هستند که می‌توانند به‌طور مؤثر در ارزیابی و بهینه‌سازی عملکرد تمدنی در سطح جهانی مورد استفاده قرار گیرند. روش پژوهش تحلیل اسنادی با رویکرد کیفی&amp;amp;ndash;اکتشافی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که این سنجه‌ها می‌توانند زمینه‌ساز برنامه‌ریزی و بهینه‌سازی عملکرد تمدنی جامعه‌المصطفی در سطح بین‌المللی شوند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
