پنطیکاستیگرایی یکی از فرقهها یا بهاصطلاح جنبشهای نوپدید در مسیحیت است که بر تجربۀ شخصی و بدون واسطۀ خدا، از طریق دریافت غسل تعمید از روحالقدس و نیز عملی شدن عطایای روحالقدس مانند نبوت، معجزات و شفا در دورۀ کنونی و بهرهمندی مؤمنان امروزی از مواهب مادی و معنوی الهی در پرتو قدرت روحالقدس تأکید دارد. این جنبش، از تاریخ ظهورش در آغاز قرن بیستم، ضمن رشد سریع و نفوذ در بدنۀ مذاهب اصلی مسیحیت، در حال تبدیل شدن به بزرگترین جریان مسیحی در دنیاست. شناخت این پدیده و انشعابات جدیدش به دلیل گسترش سریع آن در اغلب مناطق جهان، از اهمیت خاصی در حوزۀ دینپژوهی عصر حاضر برخوردار است. نوشتار حاضر، ضمن درک اهمیت و ضرورت این مسئله، درصدد پاسخ به این سؤال است که پنطیکاستیگرایی در سیر تطور یکسدهای خود، دارای چه انشعابات درونی و تغییرات آموزهای و نگرشی بوده است؟ یافتههای پژوهش حاضر که با روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر منابع اصلیِ این حوزه سامان یافته، حاکی است که این جنبش در عمر یک سدهای خود، شاهد دگرگونی پیوسته و ظهور انشعابات متعددی در درونش بوده که جنبشهای کاریزماتیک، نوپنطیکاستی و کاریزماتیک مستقل شبکهای، مهمترین آنها محسوب میشوند. تقلیل و تسهیل آموزههای نخستین جنبش در موجهای بعدی و تلفیق و سازگاری آن با فرهنگهای محلی در راستای جذب حداکثری پیروان، مهمترین عوامل تمایز این جنبشها با یکدیگر و نیز دلیل نفوذ آنها در میان تودههای اجتماعی است. واژگان کلیدی: پنطیکاستیگرایی، پنطیکاستی کلاسیک، جنبش کاریزماتیک، نوپنطیکاستیگرایی، جنبش کاریزماتیک مستقل شبکهای.