تقریب میان مذاهب اسلامی، بهعنوان جریانی تأثیرگذار، دیرزمانی است که از سوی طرفداران آن دنبال شده و تا حدودی به اهداف خود دست یافته است. با این حال، این حرکت با مخالفتهایی از جریانهای فکری مختلف روبهروست. یکی از این جریانها، «سکولاریسم اسلامی» است که از سوی برخی اندیشمندان مسلمان مطرح و تقریب را بدون پذیرش مبانی سکولار، امری سیاسی یا غیر ممکن میانگارد.
پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه منابع مکتوب، در پی پاسخ به این پرسش است: «از دیدگاه جریان سکولاریسم اسلامی، تقریب مذاهب چیست و چرا دین نمیتواند وحدت بخش باشد؟» یافتهها نشان داد که این جریان، با تفسیری تقلیلیافته و صورتی اسلامیشده از سکولاریسم، معتقد است دین از حکومت جدا بوده و تقریب میان مذاهبی که در مسئله امامت و حکومت بیشترین اختلاف را دارند، ناممکن است. از نگاه این جریان، راهحل، پذیرش سکولاریسم است؛ به این معنا که دین و مذهب کاملاً امری شخصی است و برداشتهای فقهی و مذهبی هرگروهی به گروه دیگر، ارتباطی ندارد، و در نتیجه، تقریب مذاهب تلاشی لست بر کاهش تنشها، بربنیاد جامعه مدنی، ایجاد همزیستی مسالمت آمیز در حقوق شهروندی و جلوگیری از تکفیر. که این دیدگاه، ازجهاتی با ماهیت اسلام، سازگار نیست.