بررسی عوامل هویت‌بخشی بنیادگرایی افراط‌گرا در پاکستان براساس نظریه سازه انگاری/محسن محمدی

چکیده

افراط­گرایی نوعی بنیادگرایی خشن است که از مهم­ترین مسائل جریان­شناسی دینی پاکستان شده و ابعاد امنیتی در سطح ملی، منطقه­ای و بین­المللی پیدا کرده است. این موضوع با رویکردهای گوناگون معرفتی- ایدئولوژیک یا سیاسی- اجتماعی بررسی گردیده است. در این مقاله، با توجه همزمان به این دو رویکرد، عواملی بررسی می‌گردد که سبب می­شود گروه­های اسلامی در پاکستان هویتی از جنس بنیادگرایی افراط­گرا پیدا کنند. چارچوب نظری در این بررسی، نظریه‌ی سازه­انگاری است که به عوامل هویتی با رویکرد اجتماعی توجه ویژه دارد. عوامل مؤثر بر هویت از نگاه سازه­انگاران عبارت است از: فرهنگ و ارزش­ها، هنجارها و قواعد رفتاری، عقاید و باورها، کنش متقابل بین­الاذهانی (نمادین). در تحلیل بنیادگرایی در پاکستان، هر یک از این عوامل دخیل‌اند. فرهنگ قبیله‌ای، از مهم­ترین عناصر فرهنگی پاکستان در زمینه‌ی بنیادگرایی افراطی به شمار می‌رود. ایدئولوژی گذشته­گرا و تأسیس خلافت، از مهم­ترین افکار و ایدئولوژی بنیادگرایان افراط­گرا در پاکستان است. ضعف ظرفیت سازشی، خشونت­گرایی، ضعف فرهنگ گفت‌وگو و نبود تساهل در تعامل با دیگران، در بنیادگرایان افراطی در پاکستان وجود دارد. در پایان نیز در بررسی کنش متقابل نمادین براساس رابطه‌ی کنشگر- ساختار، به تعامل نیروهای بنیادگرا با ارتش، دولت و همچنین قدرت­های خارجی پرداخته می­شود. این تعامل در قالب امنیت سخت­افزارانه و نرم­افزارانه تحلیل می‌گردد.

کلیدواژه‌ها