تکثر رسانه‌ها و تأثیر آن بر فرهنگ آینده‌ی افغانستان / محمد عیسی رحیمی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

در مورد کار کرد رسانه­ها، دو نظر متفاوت وجود دارد. بعضی­ها مانند: هایبرت، نظر مثبت به رسانه­ها داشته و معتقد است که، وسایل ارتباط جمعی نقش بسیار مهمی در ارائه و شکل دادن به عقاید و همچنین آشنا ساختن ما با دنیایی که امکان آن­را به نوع دیگری نداریم، ایفا می­کند. در مقابل، کسانی نیز معتقدند ­که صنایع فرهنگی موجب بردگی انسان شده و زمینه‌ای می­گردد تا انسان کاملا در اختیار رسانه­ها قرار گیرد  و هیچ گونه اختیار و اراده از خود نداشته باشد. 
با توجه به این دو دیدگاه مختلف در مورد رسانه­ها، تحقیق پیش­رو که از تحقیقات کیفی و کتابخانه­ای به حساب می­آید  با این سؤال آغاز شده که رسانه­ها و تکثر آن در افغانستان چه تأثیری بر آینده‌ی فرهنگ این کشور دارد؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا کارکرد مثبت و منفی رسانه­ها با توجه به محیط و  شرایط افغانستان بررسی شد و این نتیجه به دست آمد که کار کرد منفی رسانه­ها، بیشتر از کار کرد­های مثبت آن می­باشد؛ زیرا رسانه­های افغانستان، رسانه­های کاملا وابسته است که از نظر مالی، توسط کشورهای بیگانه تأمین می‌شوند، وقتی سازمان­ها، نهادهای سیاسی، اقتصادی، آموزشی و ارتباطی یک کشور متکی به غیر باشد تلاش­می­ کند ­منافع و آرمان‌های کشور مورد نظر خود را که از جهت مالی آن‌ها را تأمین می­کند بر آورده نماید.
به همین جهت است که رسانه­ها در افغانستان به ترویج فرهنگ ابتذال، اسراف، تجمل، خشونت، فحشاء و شکستن هنجار‌ها مشغول است؛ که می­خواهند از طریق پخش فیلم­های غربی، ترکیه­ای، هندی و عربی، عقاید، باورها، ارزش­ها و انگیزه­ها را تغییر دهند؛ زیرا تغییر در عناصر تشکیل دهنده‌ی فرهنگ موجب تغییر در سایر اجزای فرهنگ یعنی زبان، خط، هنر و برخی آداب و رسوم نیز می‌شود.
با ایجاد تغییر در باورها، ارزش­ها و انگیزه­ها، زمینه را برای از خود بیگانگی و بردگی فراهم می‌نمایند تا بتوانند محصولات فرهنگی خود را راحت­تر به فروش برسانند و بر مردم سلطه یابند.

کلیدواژه‌ها